تبليغاتX
اسمان بی ستاره

.: اسمان بی ستاره :.


منوي اصلي

صفحه ي اصلي

پست الكترونيكي

وضعيت در ياهو

 

درباره

 

صفحات قبلي وبلاگ


بهمن 1384

دی 1384

آذر 1384

آبان 1384

 

لينک دوني


.:: قالب هاي رايگان همراه کدهاي جالب براي وبلاگتان ::.

ماهی خسته من ((نیکا))

فــرشــتـــه زمــیــنــی((آبجی ستاره))

عشق ممنوع

فقط به خاطر تو

---مرد قبیله---

××آنتی دختر××

آوای هیوا

یاس شیشه ای

×××جنــــوون×××

S.E.V.E.N

آسمون پر ستاره

پرستوی همیشه مهاجر

غریبانه ولی آشنا

پسر تنها

نونوایی محمد

حکایت عشق

اشک باران

بی قرار عشق

بهوونه عشق

دوستانه ها

رویای آبی

نقطه صفر مرزی

لیست وب های برووز

سارا و سیا

دنیا بدوون دختر

عرووسک تو((pep))

آوای دل

دختر عاشق

بچه مجردا

فــرشــتـــه زمــیــنــی((آبجی ستاره))

 

لوگو دوني

 

جستجو



 

موسيقي


 

بلاگفا

قالبهاي رايگان همراه کد

 

آمار

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :

.: زمان توليد صفحه 0.14 ثانيه :.


طراح قالب


قالبهاي بلاگفا : w-o-r-y-a

ويرايش قالب : Worya
 

.: شــهــادت امــام حـسـیـن :.

سـلام بـه هـمـه بـرو بـچ عـزيـز
امـيـدوارم هـمـتـون خـوبـو خـوش بـاشـيـن
چـنـد وقـتـه حـسـابـي سـرم شـلـوغـه،زيـادم حـالـو حـوصـلـه آپ کـردن نـداشـتـم.
بـرا هـمـيـن ايـن پـسـتـم ايـن قـدر ديـر شـد خـلاصـه بـبـخـشـيـد.
راسـتـي فـرارسـيـدن ايـام مـحـرم و شـهـادت سـرور و سـالار شـهـيـدان امـام حـسـيـن(ع) را هـم بـهـتـوون تـسـلـيـت مـيـگـم.
بـه هـمـيـن مـنـاسـبـت آهـنـگ وبـلاگـم عـوض کـردم.((يـه کـمـي طـوول مـيـکـشـه تـا لـود شـه))
راسـتـي شـايـد تـا چـنـد وقـت نـتـونـم آپ کـنـم.
از هـمـه دوسـتـانـي کـه تـا الان مـنـو شـرمـنـده خـودشـون کـردن مـمـنـونـم.

 


نـه تـنـهـا دل مـن هـمـيـشـه غـم داره
خـدا هـم ز داغ حـسـيـن عـزاداره
وقـتـي دل فـلـک پـريـشـوونـه
چـشـمـه آسـمـوون غـرق بـاروونـه
اسـيـرم اسـيـرم بـه تـار گـيـسـوويـي
خـرابـم خـرابـه دو چـشـم جـادوويـي
مـي ديـدم شـاه عـاشـقـا مـضـطـر
چـو زده بـوود بـه حـنـجـرش خـنـجـر
زيـر لـب مـيـگـفـت
 تـــشـــنـــمـــه مـــــــــادر

« نويسنده : امیر «» نوشته شده در : دوشنبه 17 بهمن1384 «» ساعت : 2:11 »


.: يــادمــان نــرود زنــدگــي کـنـيـم :.



دو روز مـانـده بـه پـايـان جـهـان، تـازه فـهـمـيـد کـه هـيـچ زنـدگـي نـکـرده اسـت.
تـقـويـمـش پـر شـده بـود و تـنـهـا دو روز خـط نـخـورده بـاقـي مـانـده بـود.
 پـريـشـان شـد و آشـفـتـه و عـصـبـانـي.
نـزد خـدا رفـت تـا روزهـاي بـيـشـتـري از خـدا بـگـيـرد.
داد زد و بـد و بـيـراه گـفـت، خـدا سـکـوت کـرد، آسـمـان  و زمـيـن را بـه هـم ريـخـت،
 خـدا سـکـوت کـرد،جـيـغ زد و جـار و جـنـجـال راه انـداخـت، خـدا سـکـوت کـرد.
 بـه پـر و پـاي فـرشـتـه و انـسـان پـيـچـيـد، خـدا سـکـوت کـرد،
 کـفـر گـفـت و سـجـاده  دور انـداخـت و بـاز هـم سـکـوت کـرد،
 دلـش گـرفـت و گـريـسـت و بـه سـجـاده افـتـاد،
 ايـن بـار خـدا سـکـوتـش را شـکـسـت و بـا صـدايـي دلـنـشـيـن گـفـت:
        عـزيـزم بـدان کـه يـک روز ديـگـر را هـم از دسـت دادي!          
تـمـام روز را بـه بـد و بـيـراه و جـار و جـنـجـال از دسـت دادي.
 تـنـها يـک روز ديـگـر بـاقـيـسـت. بـيـا و لااقـل ايـن يـک روز را زنـدگـي کـن.
لابـه لاي هـق وهـقـش گـفـت:
 امـا بـا يـک روز..... بـا يـک روز چـه کـاري مـي تـوان کـرد.....؟
خـدا گـفـت: آن کـس کـه لـذت يـک روز زيـسـتـن را تـجـربـه کـنـد،
 گـويـي کـه هـزار سـال زيـسـتـه اسـت و آنـکـه امـروزش را درنـيـابـد،
 هـزار سـال هـم بـه کـارش نمي آيد.
و آن گـاه سـهـم يـک روز زنـدگـي را در دسـتـانـش ريـخـت و گـفـت:
                                  حـالا بـرو و زنـدگـي کـن                               
او مـات و مـبـهـوت بـه زنـدگـي نـگـاه کـرد کـه در گـودي دسـتـانـش مـي درخـشـيـد.
 امـا مـي تـرسـيـد حـرکـت کـنـد ، مـي تـرسـيـد راه بـرود،
 زنـدگـي از لاي انـگـشـتـانـش بـريـزد.
قـدري ايـسـتـاد..... بـعـد بـا خـودش گـفـت: وقـتـي فـردايـي نـدارم،
 نـگـهـداشــتـن ايـن زنـدگـي چـه فـايـده اي دارد، بـگـذار ايـن يـک مـشـت زنـدگـي را مـصـرف کـنـم.
آن وقـت شـروع بـه دويـدن کـرد. زنـدگـي را بـه سـرو رويـش پـاشـيـد،
 زنـدگـي را نـوشـيـد و بـويـيـد و چـنـان بـه وجد آمـد کـه ديـد مـي تـوانـد
 تـا تـه دنـيـا بـدود،مـي تـوانـد بـال بـزنـد، مـي تـوانـد، پـا روي خـورشـيـد بـگـذارد و مـي تـوانـد...
او در آن يـک روز آسـمـان خـراشـي بـنـا نـکـرد، زمـيـنـي را مـالـک نـشـد،
 مـقـامـي را بـه دسـت نـيـاورد،
 امـا..... امـا در هـمـان يـک روز دسـت بـر پـوسـت درخـت کـشـيـد،
 روي چـمـنـها خـوابـيـد، کـفـش دوزکـي را تـمـاشـا کـرد،
 سـرش را بـالا گـرفـت و ابـرهـا را ديـد  و بـه  آنـهـايـي کـه نـمـي شـنـاخـتـنـدش سـلام کـرد
 و بـراي آنـهـا کـه دوسـتـش نـداشـتـنـد از تـه دل دعـا کـرد،
 او هـمـان يـک روز آشـتـي کـرد و خـنـديـد و سـبـک شـد ،
 لـذت بـرد و سـرشـار شـد و بـخـشـيـد، عـاشـق شـد و عـبـور کـرد و تـمـام شـد.
او هـمـان يـک روز زنـدگـي کـرد امـا فـرشـتـه ها در تـقـويـم خـدا نـوشـتـنـد:
    او درگـذشـت ، کـسـي کـه هـزار سـال زيـسـتـه بـود.

« نويسنده : امیر «» نوشته شده در : سه شنبه 4 بهمن1384 «» ساعت : 0:42 »


مطالب قبلي


 

Free JavaScripts